اثر روی علماء و فرهیختگان

اصلا از اثرات جزیی بگذریم. این انقلاب به دست مرجعیتی شکل گرفته که هیچ وقت حاضر نیستیم آن را با هزار تا عنوان پروفسور و اینها عوض کنیم. زیرا

  1. علم، علمی است که تائید شده ی ائمه است و آنهاست که انسان ها را نجات داده. نجاتی واقعی، از جنسی که نوح کشتی ساخت و مومنان را نجات داد.
  2. عالمان، عالمانی هستند که عاملند و در طول تاریخ نشان داده اند که حافظ و حصون دین خدا هستند و همینکه، دشمنان یکتاپرستی نتوانستند دین را عوض کنند و تحریف کنند نشاندهنده ی این امر می باشد.
  3. درس خواندن برای اخذ مال و مادیات و گرفتن شخصیت و جایگاه حکومتی نبوده و همه ی زندگی یک طلبه در این خلاصه می شود که هیچ چیز را در دنیا به بهای گرانبهای خداوند متعال عوض نکند و فقط درس بخواند و تقوی پیشه کند و مدارج علمی و معنوی را طی کند ان شاء الله که گرفتار دام های شیطان نشده و مسیر سعادت ابدی که هدف خلقت است را پیش گیرد
  4. زندگی بر مبنای دستورات ائمه و همانند آنها زندگی کردن و باطن پاک را نیز از خدا طلب کردن به امید اینکه همانند همان زارع که فلاح است و میکارد و امید دارد که روزی برداشت کند، به نیت رجاء عمل و اطاعت برای رضایت و جلب رضوان الهی را سرلوحه ی خویش دارد.

حال با همه ی این اوصاف هدایت این گروه از عالمان و بنده های واقعی خدا به عهده ی رهبر آنهاست و وقتی وظیفه ی خطیر رهبری روشن می شود که شکستی نباشد و ان شاء الله تا قیام منجی عالم شکستی نباشد و به ظهور منتهی شود و زحمت هایی که بر عهده ی رهبری بوده در قیامت ببینیم که اگر نبود، چه می شد و چقدر بیشتر سختی متحمل می شدیم.

  
نویسنده : صابر طباطبائی یزدی ; ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ امرداد ،۱۳۸٦
تگ ها :